لغت نامه دهخدا
جامع حلب. [ م ِ ع ِ ح َ ل َ ] ( اِخ ) مسجدی است بسیار قدیمی در حلب که بنام جامع اعظم و جامع حلب معروف است : مؤلف اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهباء آرد: در جزوه ای که نزد من است ( و گویا از کنوز الذهب ابی ذر باشد ) شرحی ذکر شد، خلاصه آن چنین است : هنگامی که ابوعبیده حلب را فتح کرد در قرارداد صلحی که با مردم آنجا نوشت ، موضعی را برای مسجد تعیین ساخت و آن موضع در اصل باغ کنیسه حلاویه بود و صحابه جامع را در آن محل بنا کردند، سپس سلیمان بن عبدالملک آن را به صورت جامع دمشق تجدید بنا کرد و به همان اندازه که ولیدبن عبدالملک در بناء جامع دمشق کوشش کرده بود او نیز بکوشید. گویند: که این مسجد را ولید با اسباب و آلاتی که ازکنیسه قورص بدست آورده بود بنا کرد. این کنیسه از عمارات عجیب دنیا بوده و گویند: که ملک روم در ساختمان سه ستون آن هفتاد هزار دینار مصرف کرد... و گویند بنی عباس این جامع را خراب کرده و مصالح آن را صرف ساختن جامع انبار کردند. در باب الحجازیه این مسجد سنگ مرمری به طول تقریباً نیم ذرع و عرض کمتر از این بکار رفته است و عمربن عبدالعزیز بر روی آن می نشست. و چون نقفور بسال 351 هَ.ق. به حلب درآمد شهر و جامعآن را آتش زد و سپس سیف الدوله آن را مرمت کرد... شعراء عرب در وصف آن قصائدی سروده اند از جمله آن قصیده طویل ابوبکر صنوبری است در وصف جامع چنین گوید:
حبذا جامعها الَ
جامع النفس نقاها...
در این جامع پیوسته حوزه های درس لغت و ادب و نحو و فقه وحدیث تشکیل میشد. و العادل نورالدین دو زاویه در آن برای تدریس مذهب مالک و احمد و زاویه ای خاص تدریس حدیث وقف کرده است. بسال 564 هَ.ق. چهارشنبه 27 شوال اسماعیلیه این جامع و بازارهای اطراف آن را آتش زدند و نورالدین محمودبن زنگی کوشش بسیار در تجدید بنا و مرمت آن کرد و یکی از بازارهای اطراف آن را بفتوای عبدالرحمان بن محمود الغزنوی جزء مسجد کرده و آن را مربع و خوش منظر ساخت. ( تلخیص از اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهبا ج 2 ص 78 ببعد ). بسال 482 هَ.ق. قاضی ابوالحسن محمدبن یحیی بن الخشاب مناره جامع حلب را بجای مناره قبلی بنا کرد. ( از اعلام النبلاء فی تاریخ حلب الشهبا ج 1 ص 361 ). و رجوع به معجم البلدان شود.