لغت نامه دهخدا
خفیات. [ خ َ فی یا ] ( ع اِ ) ج ِ خفیة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
- عالم بالسرو الخفیات ؛ نامی از نامهای صفات ایزد تعالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفیات. [ خ َ فی یا ] ( ع اِ ) ج ِ خفیة. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
- عالم بالسرو الخفیات ؛ نامی از نامهای صفات ایزد تعالی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
= خفی
( اسم ) جمع خفیه