نیکونفس

مترادف‌ها

پاک‌سرشت، خوش‌نفس

متضادها

بدنفس، پلید‌نفس

لغت نامه دهخدا

نیکونفس. [ ن َ ] ( ص مرکب )نیک نفس. ( فرهنگ فارسی معین ). سلیم النفس. نیک نهاد.

جمله سازی با نیکونفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او را به عنوان مردی نیکونفس و با اخلاق می‌شناختند که همیشه در کمک به نیازمندان و رفع مشکلات مردم بی‌دریغ و صادقانه تلاش می‌کرد.

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان معمولاً افرادی نیکونفس بودند که با شجاعت و پاکی قلب خود، با نیروهای تاریکی و شر در برابر می‌ایستادند.

💡 شخصیت‌های نیکونفس در ادبیات کلاسیک فارسی، همواره الگویی برای رعایت فضایل انسانی و حفظ آرامش درونی در برابر سختی‌های زندگی هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران