بلال

لغت نامه دهخدا

بلال. [ ب َ ] ( اِ ) آذربویه ، و آن بیخ خاری است که اشنان و چوبک اشنان هم گویند. ( برهان ). تبدیل بلار است که آن را اشنان و چوبک گویند. ( آنندراج ). و رجوع به آذربویه و بلار شود. || ذرت. ( فرهنگ فارسی معین ). ذرتی که روی آتش آنرا برشته می کنند و پس از انداختن در آب نمک می خورند. ( فرهنگ لغات عامیانه ). در تداول عامه مردم مشهد نیز بلال و شیربلال را بر ذرت تازه اطلاق کنند. جاورس الهندی. جوار. جواری. حنطه رومیه. خالاون. خندروس. خندریس. ذرت مکه. گاورس هندی. گَندمکه. گندم مصری. گندم مَکّه.مِکابوج. مَکَه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- شیربلال ؛ ذرت تازه که دانه های آن سخت نشده باشد.
بلال. [ ب َ] ( ع مص ) متحمل سختی شدن و نگون بخت گردیدن. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). بَلل. و رجوع به بلل شود.
بلال. [ ب َ ] ( ع اِ ) آب. ( منتهی الارب ). ماء. ( اقرب الموارد ): فی سقائک بلال ؛ در مشک تو آب است. ( از منتهی الارب ). بِلال یا بُلال. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). و رجوع به دو صورت مذکور شود.
بلال. [ ب ِ ] ( ع اِ ) آب. ( منتهی الارب ). ماء. ( اقرب الموارد ). بَلال یا بُلال. رجوع به بَلال شود. || تری و نمناکی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) :
بفرش وجامه توانگر شدم همی پس از آنک
بحبس جامه من شال بود و فرش بلال
نگاه کن که چگونه زید کسی در حبس
که فرش و جامه او از بلال باشد و شال.مسعودسعد.|| هرچه که حلق را تر گرداند از آب وشیر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شیر. ( دهار ) ( منتهی الارب ). و از آنست : انضحوا الرحم ببلالها؛ أی صلوها بصلتها و ندوها. ( منتهی الارب ). || ج ِ بُلّة. ( منتهی الارب ). || ج ِ بلة و آن نادر است. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). رجوع به بلة شود.
بلال. [ ب َ ] ( ع اِمص ) صله رحم و خیر و نیکوئی. ( منتهی الارب ). اسم مصدر است از مصدر بَل به معنی صله رحم کردن : هو یراعی بلال ؛ او صله رحم را به جای می آورد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بَل در معنی مصدری شود.
بلال. [ ب َل ْ لا ] ( ع ص ) طاووس بسیار آواز. ( منتهی الارب ). طاووس بسیار آواز. || ( اِ ) بذر و تخم. ( ناظم الاطباء ).
بلال. [ ب ِ ] ( اِخ ) ابن ابی برده عامربن ابی موسی اشعری ، امیر و قاضی بصره در اوایل قرن دوم هجری. وی بسال 109 هَ. ق. از جانب خالدالقسری بولایت بصره گماشته شد و در سال 125 هَ. ق. بوسیله یوسف بن عمر ثقفی معزول و زندانی گشت و اندکی بعد در زندان درگذشت. بلال در حدیث مورد اعتماد بود ولی روش اودر قضاوت پسندیده نبود. ( از الاعلام زرکلی ج 2 ص 498 ).از تهذیب التهذیب و فیات الاعیان و خزانه بغدادی ).

فرهنگ معین

(بَ ) ( اِ. ) ۱ - آذربویه . ۲ - ذرت .

فرهنگ عمید

ثمر گیاه ذرت که آن را روی آتش بریان کنند و بخورند، ذرت.

فرهنگ فارسی

ابن رباح حبشی ( ف. دمشق ۲٠ یا ۱۸ ه. ق . ) موذن و خازن و از یاران خاص و صمیم پیغمبر ص مادرش حمامه نام داشت وی در آغاز از مشرکان و منافقان بود و پس از اسلام در راه دوستی پیغمبر ص از مشرکان و منافقان آزار و اذیت بسیار دید و صبر و شکیبایی و خلوص بسیار به خرج داد .
ذرت، ثمرگیاه ذرت که آنراروی آتش بریان میکنند، آب و آنچه گلو را ترکند، از آب یا شیر
( اسم ) ۱- آذربویه اشنان ۲- ذرت
ابن رباح حبشی مکنی به ابو عبدالله بود و مادر وی حمامه نام داشت . موذن و خزانه دار بیت المال رسول خداوند ( ص ) بود . وی از مولدین و عربهای غیر خالص (( سراه ) ) به شمار می رفت و از سابقان و پیشی گیرندگان در اسلام و در حدیث آمده است : (( بلال سابق الحبشه ) ) رنگ پوست او بشدن گندم گون بود. قدی بلند و اندامی لاغر داشت . دو عارض وی خفیف بود و مویی مجعد داشت . بلال در غزوه های مختلف از قبیل بدر احد و خندق از همراهان پیامبر اسلام ( ص ) بود . آخرین بار هنگام وفات پیامبر اذان گفت و از آن پس برای احدی اذان نگفت . وی همراه هیئتهایی که عازم شام بودند بدانجا رفت و بسال ۲٠ ق . بسن ۶٠ سالگی در دمشق به مرض طاعون درگذشت . مجموعا چهل و چهار حدیث از وی نقل شده است .

فرهنگ اسم ها

اسم: بلال (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: belāl) (فارسی: بِلال) (انگلیسی: belal)
معنی: آب و هر آن چه که، گلو را تر کند، ( اَعلام ) ابن رباح حبشی نام مؤذن و خازن و از یاران خاص و صمیمی پیامبر اسلام ( ص )، ( در اعلام ) ابن رباح حبشی نام مؤذن و خازن و از یاران خاص و صمیمی پیغمبر اکرم ( ص )، نام اولین مؤذن اسلام

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] بِلالِ بْنِ رِیاح مؤذن حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم، مادرش جُمانَة، کُنْیَتش ابوعبدالله و ابوعمر و از سابقین در اسلام است او برده ای سیاه از دیار حبشه بود که به مکه آورده شد و به بردگی امیه بن خلف درآمد.
امیه، مولای بلال که از دشمنان سرسخت پیامبر خدا بود، روزها بلال را بر ریگ های داغ مکه می خواباند و با گذاشتن سنگ بزرگی بر سینه ی او به او دستور می داد از آیین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست بردارد و لات و عزی را بپرستد. بلال از دستور او سرپیچی می نمود و از آیین اسلام دست نمی کشید.
پایداری بلال به گونه ای بود که ورقه بن نوفل مسیحی، زبان به تحسین وی گشود و گفت: «به خدا سوگند، اگر این غلام در این راه کشته شود، من نخستین کسی هستم که برای تبرک، قبر او را زیارت کنم!».
بلال پس از ماه ها تحمل رنج و مشقت، به توصیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خریداری و آزاد شد. وی پس از آزادی به جمع مسلمانان پیوست و در هجرت مسلمانان به مدینه با مهاجران همراه شد. در پیمان برادری که میان مهاجران و انصار بسته شد، بلال با ابوریحه انصاری صیغه ی برادری خواند. او در تمامی غزوات پیامبر چون بدر، احد و خندق شرکت کرد و دوشادوش مسلمانان با قریش جنگید. در جنگ بدر، امیه بن خلف را که روزگاری شکنجه اش می کرد دید و به اشاره او مسلمانان، امیه را با شمشیر از پای درآوردند.
بلال نخستین مسلمانی بود که در مدینه اذان گفت. پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دین اسلام گروید و از پیشگامان اسلام و از صحابه پیامبر به شمار آمد. در بدر و اُحُد و خندق و سایر مشاهد با حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بوده و نقل شده که (شین) را (سین) می گفت و در روایت است که (سین) بلال نزد حق تعالی (شین) است.
موقعیت و شهرت او میان مسلمانان نیز از روزگاری آغاز شد که وی به دستور رسول خدا صلی الله به مقام موذنی مفتخر شد. بلال در روز فتح مکه بر بالای بام کعبه رفت و اذان گفت.
و از حضرت امام صادق علیه السلام مروی است که فرمود: خدا رحمت کند بلال را که ما اهل بیت را دوست می داشت و او بنده صالح بود و گفت اذان نمی گویم برای اَحَدی بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از آن روز ترک شد «حیَّ علی خیرالْعملِ» و شیخ ما در (نفس الرحمن) نقل کرده که چون بلال از حبشه آمد در مدح حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم خواند:
                      
[ویکی فقه] بلال (ابهام زدایی). بلال ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • بلال حبشی، از نخستین گروندگان به اسلام ، اولین مؤذن ، خادم و صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله)• بلال بن حارث مزنی، ابوعبدالرحمان بلال بن حارث مُزَنی، صحابی و محدث
...
[ویکی فقه] بلال (قرآن). بلال بن ریاح حبشی، صحابی بزرگ، مؤذن و خزانه دار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم بود.
براساس یک نقل، شان نزول آیه ۲۱۲ بقره: «زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می کنند؛ در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند؛ (چرا که ارزشهای حقیقی در آنجا آشکار می گردد، و صورت عینی به خود می گیرد؛) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می دهد». به مسخره کردن برخی اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم از جمله بلال از سوی مشرکان مربوط است.
تمسخر کفار
و برخی مفسران، نزول آیه ۱۱ احقاف: را در پاسخ به ریشخند و سخن سران قریش دانسته اند که می گفتند: اگر در اسلام خیری بود کسانی چون بلال در گرایش به آن بر ما پیشی نمی گرفتند.«کافران درباره مؤ منان چنین گفتند: اگر (اسلام) چیز خوبی بود هرگز آنها بر ما پیشی نمی گرفتند! و چون خودشان به وسیله آن هدایت نشدند می گویند این یک دروغ قدیمی است!». همچنین نزول آیات ۴۹ اعراف: و ۶۲ و ۶۳ ص: «و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، عذاب (پروردگار) بخاطر نافرمانی ها به آنان می رسد. آنها می گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی بینیم؟! آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه ای حقیرند که) چشم ها آنها را نمی بیند؟!». درباره فرجام بد سران شرک دانسته شده که بلال و دیگر مسلمانان را مسخره می کردند.
نهی از بد اخلاقی
براساس نقل مفسران، نزول آیه ۱۳ حجرات: «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، خداوند دانا و خبیر است». در پی عیب جویی گروهی از مردم مکه درباره بلال به هنگام اذان وی در روز فتح مکه دانسته شده که خداوند، آنان را از ناسزا گفتن، عیب جویی و فخرفروشی به نسب و ثروت باز داشت.
تحقیر فقراء
...

ویکی واژه

pannocchia
granoturco
آذربویه.
ذرت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم