لغت نامه دهخدا
تسنیم. [ ت َ ] ( اِخ ) چشمه ای است در بهشت. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از زمخشری ). آبی است در بهشت که بالای غرفه ها روان است ، یا چشمه ای است که بالای اهل جنت برآمده. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). چشمه ای است در بهشت که آب آن از بلندی فرو ریزد. ( از متن اللغة ). آبی است در بهشت. ( ازمتن اللغة ) ( از المنجد ) : و مزاجه ُ من تسنیم عیناً یشرب ُ بها المقربون. ( قرآن 83 / 27 و 28 ).
شفای تب زدگان بود شربتش گویی
که برد شربتش از سلسبیل و از تسنیم.سوزنی.بشارتی برساند به گوش مجلسیان
ز خمر و حور و قصور و ز کوثر و تسنیم.سوزنی.قربه ای پرکن ز تسنیم ضمیر
روح را با آن به سقایی فرست.خاقانی.