ژوبین

لغت نامه دهخدا

ژوبین. ( اِ ) زوبین. ژوپین. رجوع به هر دو کلمه شود.

فرهنگ فارسی

زوبین . ژوپین

فرهنگ اسم ها

اسم: ژوبین (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: žobin) (فارسی: ژوبين) (انگلیسی: zhobin)
معنی: نوعی نیزه کوچک با سر دو شاخه و نوک تیز، نام پسر پیران، ژوپین، زوبین، نیزه ی کوچک که در جنگهای قدیم به سوی دشمن پرتاب می کردند، ( در اعلام ) نام پسر پیران زوبین

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:زوبین

ویکی واژه

ژوبین (جمع ژوبین‌ها)
از ادوات جنگی در ایران باستان که در شاهنامه به دفعات استفاده شده است.
امروزه از نامهای پسران است.
به معنی "تیری در چله کمان، نشانه رفته و آماده ی پرتاب " تعبیر می شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم