کتاب یکی از نامهای قرآن کریم است. این واژه در زبان عربی به معنای مکتوب و نوشته شده به کار میرود. لازم به ذکر است که در متون اسلامی، هنگامی که از کتاب یاد میشود، منظور قرآن کریم است. قرآن یکی از منابع فقه به شمار میآید و به عنوان یکی از ادله چهارگانه در فقه مورد استناد قرار میگیرد. این کتاب، وحی الهی است که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و تمامی الفاظ، معانی و شیوه بیان آن از سوی خداوند است. قرآن معجزهای جاودان از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شمار میرود و نسخهای که در دست مسلمانان است، همان کتابی است که بر قلب مقدس ایشان نازل شده است. اهمیت قرآن به عنوان حجت قاطع میان مخلوق و خالق، و منبع اصلی احکام شریعت اسلام، غیرقابل انکار است. سایر ادله مانند سنت، اجماع و عقل، همگی از این منبع پربار نشأت گرفتهاند.

کتاب
لغت نامه دهخدا
کتاب. [ک ِ ] ( ع اِ ) نامه. ج، کُتُب، کُتب. ( منتهی الارب ). آنچه در آن نویسند، تسمیة بالمصدر سمی به لجمعه ابوابه و فصوله و مسائله. ( از اقرب الموارد ). سِفر. ( دهار ) ( نصاب ). مجموعه خطی یا چاپی. ( فرهنگ فارسی معین ).اجتماع چند جزو نوشته شده یا چاپ شده که آنها را بهم منضم کنند و به یکدیگر متصل نمایند. تصنیف. تألیف. ( ناظم الاطباء ). اوراق چاپ شده و گرد آمده در یک مجلد که به هم چسبیده یا ته دوزی شده باشد. در لغت نام است هر نوشته را و فرق بین آن و رساله آن است که در لفظ کتاب و مفهوم آن تمامیت منظور است و در رساله منظور نیست. در اصطلاح مصنفان کتاب، اطلاق شود بر طایفه ای از الفاظ که دلالت کند بر مسائل مخصوص از جنس واحد و در غالب اوقات تحت آن جنس یا بابهایی که دال بر انواعی از آن مسائل باشد قرار می گیرد یا فصلهایی که دلالت کننده باشد بر اصناف و یا غیر آن. ( کشاف اصطلاحات الفنون ): بر خط بوحنیفه چند کتاب دیده بود. ( تاریخ بیهقی ). اگر این کتاب دراز شود و خوانندگان را از خواندن ملالت افزاید طمع دارم بفضل ایشان که مرا از مبرمان نشمارند. ( تاریخ بیهقی ). من در مطالعت این کتاب تاریخ از فقیه بوحنیفه اسکافی درخواستم تاقصیده ای گفت. ( تاریخ بیهقی ). چهره را چون صفحه کتاب کتاب دیگرگون نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 452 ).
نه محقق بود نه دانشمند
چارپایی بر او کتابی چند.سعدی.- کتاب آبی؛ ( نزد مردم انگلیس ) معادل کتاب زرد در فرانسه و کتاب خاکستری در بلژیک و کتاب سبز در ایتالیا و کتاب نارنجی در روسیه و کتاب سرخ در اتریش و کتاب سفید در آلمان. این نامهامأخوذ است از رنگ جلد کتب مذکور و بر مجموعه اسناد سیاسی که در مجلس شوری توزیع شود اطلاق گردد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(کُ تّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ کاتب، نویسندگان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - جمع: کاتب نویسندگان: [ و اگر اندر اشارتی دینی یا اندر عبارتی تاویل لفظی یا نکته ای یابد که آن میان فضئ نام آور دنیا وی از ادبا و شعرا و کتاب معروف نیست... ]. ( جامع الحکمتین ) ۲ - ( بمعنی مفرد ) مکتب دبیرستان: [ رو به کتاب انبیا یک چند برخود این جهل و این ستم مپسند ]. ( حدیقه ) توضیح گاه بضرورت شعر بتخفیف استعمال شود: [ مرغان چون طفلکان ابحدی آموخته بلبل الحمد خوان گشته خلیف. کتاب ]. ( خاقانی )
نگاشتن لفظ به حروف هجائ در چیزیفرمان راندن
دانشنامه آزاد فارسی
کتاب (نشریه). نخستین نشریۀ ادواری کتاب شناسی ایران. چهار شماره در سه مجلد در ۱۳۱۱ش، به مدیریت محمد رمضانی، مدیر مؤسسۀ انتشاراتی کلالۀ خاور، در تهران منتشر شد. دورۀ این نشریه دربردارندۀ یک دهه (۱۳۰۱ـ۱۳۱۰ش) کارنامۀ نشر ایران است.

جملاتی از کلمه کتاب
بجز کتاب انیسی دلم نمیخواهد زهی انیس و زهی خامشی زهی صحبت
حال من با این کتاب اینست و بس حجت بیکاری دینست و بس