آزادی طلب
مترادفها
آزادیخواه
متضادها
استبداد طلب، بندگی کننده
لغت نامه دهخدا
( آزادی طلب ) آزادی طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) آزادیخواه.
فرهنگ فارسی
( آزادی طلب ) ( اسم ) آزادی طلب دوستدار آزادی. ۲ - طرفدار آزادی فردی.
آزادیخواه
ویکی واژه
آزادیطلب
(سیاسی): آزادیخواه. حرکاتش سرمشق آزادیطلبان کاردان غیور دنیا باشد. «طالبوف»
جمله سازی با آزادی طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمایت وی از کسانی چون نصرالله ملک المتکلمین و جمالالدین واعظ اصفهانی که مورد خشم برخی روحانیون تهران بودند بیانگر آزادی طلبی اوست.
💡 نام حیدر خواهی آزادی طلب چون مصطفی در میانش زن چو حیدر سخت دست اعتصام
💡 و گفت: هر کسی از وی آزادی طلبند و من ازو بندگی که بندهٔ او در بند او به سلامت بود و آزاد در معرض هلاکت.
💡 زاد آزادی طلب کن چون محمد مردوار از برای راه سدره گربهای را زین مکن
💡 گر که جمهوری است این اوضاع برگیر و به بند هیچ آزادی طلب بر ضد استبداد نیست
💡 هر انسان آزادی طلب در اعماق وجود خود میل به استقلال و دوری از سلطههای ظالمانه را دارد و همواره در پی یافتن حق خود است.
💡 آن جنبش سیاسی که توسط جوانان آزادی طلب رهبری میشد، توانست توجه جهانیان را به مطالبات دموکراتیک و حقوق اولیه شهروندان در آن کشور جلب کند.
💡 روحیه آزادی طلب در نویسندگان بزرگ باعث شده است تا آنها با جسارت تمام به نقد ساختارهای قدرت و دفاع از حقوق انسانی در آثارشان بپردازند.