فرهنگ معین
( آزادی بخش ) (بَ ) (ص. ) کوشنده و تلاش گر برای به دست آوردن آزادی.
( آزادی بخش ) (بَ ) (ص. ) کوشنده و تلاش گر برای به دست آوردن آزادی.
آزادیبخش
(سیاسی): پدید آورنده آزادی یا کوشنده برای بدست آوردن آن. ارتش آزادی بخش، جبهه آزادی بخش، نهضتهای آزادی بخش.
کوشنده و تلاشگر برای به دست آوردن آزادی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۵ سپتامبر ۱۹۹۹، مردی ناشناس که او هم با لهجه قفقازی صحبت میکرد، با خبرگزاری ایتار تاس تماس گرفت و ادعا کرد که نماینده ارتش آزادی بخش داغستان است. او گفت که انفجارهای بویناکسک و مسکو توسط سازمان او انجام شدهاست. به گفته وی این حملات در تلافی کشته شدن زنان و کودکان مسلمان در جریان حملات هوایی روسیه در داغستان بودهاست. تماسگیرنده گفته بود: «مرگ را با مرگ اجابت خواهیم کرد»
💡 جبهه آزادی بخش خلق، از اعضای مؤسس این ائتلاف بود اما در آوریل ۲۰۰۵ آن را ترک کرد.