پرگل

لغت نامه دهخدا

پرگل. [ پْرِ پ ِ گ ِ ] ( اِخ ) رودی به پروس. و آن نزدیک کنیکسبرگ به دریای بالتیک ریزد. طول آن 230 هزار گز است.
پرگل. [ پ ُ گ ُ ] ( ص مرکب ) بسیارگل. که گل بسیار دارد.

فرهنگ عمید

گیاه یا درخت که گُل بسیار داشته باشد: باغ پُرگُل، درخت پُرگُل.
۱. جایی که گِل بسیار در آن باشد.
۲. آنچه آلوده به گِل شده باشد.

فرهنگ فارسی

رودی به پروس
( صفت ) که گل بسیار دارد : درخت پر گل .

فرهنگ اسم ها

اسم: پرگل (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: por gol) (فارسی: پرگل) (انگلیسی: por gol)
معنی: دارای گل های بسیار، ( به فتح پ ) هر یک از گلبرگهای گل
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم