مرجانی

لغت نامه دهخدا

مرجانی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرجان. از جنس مرجان.
- جزیره مرجانی ؛ جزیره ای که از مجموع مرجانها تشکیل شود. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جزیره در این لغت نامه شود.
|| سرخ. به رنگ مرجان. سرخ گلگون :
دهند اگر به نباتات آب شمشیرش
همه شکافته سر بردمند و مرجانی.وحشی ( از یادداشت مؤلف ).|| قسمی کافور. ( دمشقی ، از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به مرجان : دهند اگر به نباتات آب شمشیرش همه شکافته سر برد مند و مرجانی . ( وحشی بافقی ) یا جزیر. مرجانی . جزیرهای که از مجموع مرجانها تشکیل شود .

دانشنامه عمومی

مرجانی (رنگ). رنگ مرجانی سایه سرخ یا صورتی از رنگ نارنجی است. نام این رنگ برگرفته از یک نوع گل سان زی دریایی به نام مرجان است.
کمپانی پنتون رنگ مرجانی را رنگ سال ۲۰۱۹ معرفی کرد! شاید مهم ترین دلیل انتخاب این رنگ جلب توجه مردم به جزایر مرجانی living corals باشد. این جزایر محل زندگی بسیاری از موجودات دریایی است که در معرض خطر نابودی قرار دارند.
مرجانی (سرده). مرجانی، آرناریا ( نام علمی: Arenaria ) نام یک سرده از تیره میخکیان است.

دانشنامه آزاد فارسی

مرجانی ( گیاه). رجوع شود به:آرناریا
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم