باگذشت

لغت نامه دهخدا

باگذشت. [ گ ُ ذَ] ( ص مرکب ) ( از: با + گذشت ) سخی. کریم. جوانمرد. درگذرنده. || عَفُوّ. و رجوع به گذشت شود.

فرهنگ عمید

۱. سخاوتمند، بخشنده.
۲. آن که از حق خود یا طلب خود چشم بپوشد.
۳. آن که از جرم و گناه دیگری درگذرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- آنکه فرودستان را عفو کند زیر دستان را ببخشاید . ۲ - آنکه از گرفتن مال و وجوه خود چشم پوشد : آدم باگذشتی است مقابل بی گذشت .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم