انتظار داشتن

لغت نامه دهخدا

انتظار داشتن. [ اِ ت ِ ت َ] ( مص مرکب ) نگران بودن و پرمور داشتن و چشم براه بودن. ( ناظم الاطباء ). چشم داشتن. بیوسیدن :
خوشا چشمی که دارد انتظار دیدن رویی
گهر آن دل که میباشد گره در حسرت مویی.میرزا بیدل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نگران بودن و پر مور داشتن و چشم به راه بودن .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم