پیش‌پیش

متضادها

عقب، بعد

لغت نامه دهخدا

پیش پیش. ( اِ صوت ) آوازی که بدان گربه را خوانند. کلمه ای که بدان گربه را خوانند. صوتی است خواندن گربه را، مقابل پیشْت ْ [ ش ْ ت ْ ] که برای راندن گربه است.
پیش پیش. ( ق مرکب ) جلوجلو. پیشا پیش. تقدم. ترجمه قدام. و گاهی «از» بر آن داخل کنند و از پیش پیش گویند:
زانکه هر مرغی بسوی جنس خویش
میپرد او در پس جان پیش پیش.مولوی.شیر را چون دید محو ظلم خویش
سوی قوم خود دوید او پیش پیش.مولوی.آنرا که پیر و دل روشن روان بود
از پیش پیش مشعل دولت روان بود.تأثیر.گذشتن از جهان گر خسروی نیست
علم پس پیش پیش مردگان چیست.تأثیر.

فرهنگ معین

(ق مر. ) جلو جلو، پیشاپیش.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آوازی که بدان گربه را خوانند مقابل پیشت ( که برای راندن گربه استعمال شود ).

ویکی واژه

جلوجلو، پیشاپیش.
موقعی که خوراکی مازاد یا غیرقابل مصرف در غذا باشد گربه را اینگونه صدا می‌زنند که گاهی تعداد کلمه زیادتر می‌شود: پیش‌پیش‌پیش... پِیش‌پیش‌پیش‌پیش. بیا بیا بیا بیا.

جمله سازی با پیش‌پیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن یکی شخصی به وقت مرگ خویش گفته بود اندر وصیت پیش‌پیش

💡 همچو کز دنبال او وادی به وادی چشم رفت پیش‌پیشش اشک هم منزل به منزل می‌رود

💡 ما باید پیش‌پیش تمام هزینه‌های احتمالی سفر خود را محاسبه کنیم تا در طول مسیر با مشکلات مالی و کمبود بودجه مواجه نشویم.

💡 او پیش‌پیش به من هشدار داده بود که ممکن است به دلیل ترافیک سنگین، برای قرار ملاقات ما کمی دیرتر از زمان مقرر برسد.

💡 در مدیریت پروژه‌های بزرگ، بررسی پیش‌پیش خطرات می‌تواند از بروز بحران‌های غیرمنتظره در مراحل نهایی اجرای کار جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران