لغت نامه دهخدا
پی پیش. [ پ َ پی ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح بازی اطفال ) در مرتبه و نفر دوم در حق بازی کردن. بعد از پیش. پشت ِسَردو ( در تداول مردم قزوین ).
پی پیش. ( اِ ) در تداول اطفال، گربه. پی پیشی.
پی پیش. [ پ َ پی ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح بازی اطفال ) در مرتبه و نفر دوم در حق بازی کردن. بعد از پیش. پشت ِسَردو ( در تداول مردم قزوین ).
پی پیش. ( اِ ) در تداول اطفال، گربه. پی پیشی.
خواب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندین گفتم دلا که از خود برخیز زآن پیش که کاریت بیفتد برخیز
💡 هرکه را برابر شد تیغ سر زد از پشتش ور ز پیش او در شد صبحۀ قضا کشتش
💡 من گدایی خواهم ای یاران نه نان این گدایی پیش من خوشتر زجان
💡 ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند
💡 آن را که گوش دل شنود نالهای بس است عاشق به درس پیش فلاطون نمیرود
💡 پیرامون ۱۳۵۰ پیش از میلاد: مهاجرت دستههایی از اقوام ایرانی از مجموعهٔ باستانشناسیِ بلخ-مرو (BMAC) بهسوی فلات ایران و غرب ایران.