دست بر روی دست نهادن
به معنای بیتحرکی و بیعملی است؛ وقتی کسی دست روی دست میگذارد یعنی تلاشی نمیکند و منتظر میماند بدون اینکه اقدامی انجام دهد.
مترادفها
بیکار نشستن، بیتحرکی، منتظر ماندن
متضادها
اقدام کردن، فعالیت کردن، تلاش کردن
جمله سازی با دست بر روی دست نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حالی که همه دوستان مشغول تلاش برای حل این مشکل بزرگ بودند، او فقط گوشهای نشسته بود و بیهدف دست بر روی دست نهادن را انتخاب کرد.
💡 ما نمیتوانیم در برابر ظلم و بیعدالتی که در جامعه اتفاق میافتد فقط دست بر روی دست نهادن و تماشای بیخیال اتفاقات را ادامه دهیم.
💡 مدیر پروژه از همه اعضای تیم خواست که به جای دست بر روی دست نهادن، برای رسیدن به اهداف تعیین شده با جدیت فعالیت کنند.