دست نهادن بر
یعنی قرار دادن یا گذاشتن دست روی چیزی، اما به طور استعاری به معنای اختیار یافتن، تسلط یا شروع به کار کردن روی موضوع خاصی به کار میرود.
مترادفها
پرداختن به، اشاره کردن به
جمله سازی با دست نهادن بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسنده با دقت و ظرافت بسیار زیاد، در فصل سوم کتاب خود سعی کرده است تا به موضوعات پیچیده اقتصادی و اجتماعی که جامعه را درگیر کرده، دست نهادن بر آنها را آغاز کند.
💡 در جلسات شورای عالی مدیریت، مدیران ارشد تصمیم گرفتند که برای حل بحرانهای جاری، به موضوع مدیریت منابع انسانی و چالشهای موجود در سازمان، دست نهادن بر مسائل مربوطه را اولویت دهند.
💡 پژوهشگران دانشگاهی باید با رویکردی علمی و دقیق، بر روی روشهای جدید برای دست نهادن بر پیچیدگیهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی در دهههای آینده تمرکز و مطالعه نمایند.