از زیر کاری در رفتن
یعنی تلاش برای فرار از مسئولیت یا انجام کاری که بر عهده شخص گذاشته شده است. مشابه عبارت «از زیر چیزی در رفتن» است و بار منفی دارد.
مترادفها
از زیر دست کسی در رفتن، فرار کردن
متضادها
کار کردن، مسئولیتپذیری
جمله سازی با از زیر کاری در رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکند با بهانههای مختلف و با استفاده از رفتارهای زیرکانه از زیر مسئولیتهای سنگین و کارهای دشوار در تیم مدیریت فرار کند.
💡 اگر میخواهی در این شرکت موفق شوی، نباید با هر مشکل کوچکی از زیر کار در بروی و همیشه مسئولیت کارهای خود را بپذیر.
💡 برخی کارمندان با تظاهر به بیماری یا مشغلههای شخصی، سعی میکنند از زیر کارهای گروهی که برای همه دشوار است، به راحتی در بروند.