عبارت «کارد به کارد مالیدن» در زبان فارسی به معنای ساییدن و کشیدن دو چاقو یا کارد بر روی یکدیگر است و در اصل به عملی اشاره دارد که برای تیز کردن تیغه انجام میشده است. این تعبیر از گذشته در میان قصابان و آشپزان رواج داشته و صدای برخورد دو کارد، نشانه آماده شدن برای ذبح یا بریدن بوده است. این اصطلاح در ادبیات و حکایتهای فارسی شهرت فراوانی پیدا کرده و معروفترین کاربرد آن در داستان «بوعلی و بانگ گاو» دیده میشود. در این حکایت، جوانی دچار بیماری روانی شده بود و تصور میکرد که گاو است و پیوسته از دیگران میخواست او را بکشند و از گوشتش غذا تهیه کنند. هنگامی که پزشکان از درمان او ناتوان شدند، ابوعلی سینا برای درمان او روشی هوشمندانه به کار برد. او برای همراه شدن با خیال بیمار، دستور داد جوان را مانند گاو ببندند و سپس «کارد بر کارد مالید»؛ یعنی همانند قصابان وانمود کرد که میخواهد حیوان را ذبح کند. سپس گفت این گاو بسیار لاغر است و باید نخست او را پروار کرد تا ارزش کشتن داشته باشد. بیمار نیز با این تصور که باید چاق شود، دوباره غذا خورد و کمکم سلامت خود را بازیافت. از آن زمان، این تعبیر علاوه بر معنای ظاهری خود، جنبه ادبی و کنایی نیز پیدا کرده و گاه برای نشان دادن آماده شدن برای اقدامی جدی، تهدیدآمیز یا حسابشده به کار میرود. بنابراین، «کارد به کارد مالیدن» هم معنای حقیقیِ تیز کردن چاقو با چاقوی دیگر را دارد و هم یادآور تدبیر هوشمندانه و مشهور بوعلی سینا در درمان آن بیمار است.