کارد کشیدن
مترادفها
بریدن، برش زدن، تراشیدن
لغت نامه دهخدا
کارد کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) به کار بردن کارد برای ضرب به کسی.
فرهنگ فارسی
بر آوردن کارد از غلاف یا جیب و بکار بردن آن برای ضربت زدن بکسی یا بریدن و تراشیدن: [ کارد بکشیدم و الف را از ( قرابت ) حک کردم ( قربت ) شد ].
جمله سازی با کارد کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۶- کارد و قلم زهدانی برای بیرون کشیدن رویان.
💡 منتقدان سیاسی همیشه به دنبال پیدا کردن کوچکترین اشتباهات در سخنرانیهای مقامات هستند تا بتوانند با شدت بسیار زیاد بر روی ضعفهای آنها کارد بکشند.
💡 در جلسات هیئت مدیره، برخی اعضا به جای ارائه راهکار عملی، فقط به دنبال کارد کشیدن بر روی عملکرد مدیرعامل و زیر سوال بردن تواناییهای او هستند.
💡 نباید در روابط دوستانه، با شنیدن شایعات بیپایه و اساس، شروع به کارد کشیدن بر روی اعتبار و شخصیت افراد کرد، زیرا این کار باعث از هم پاشیدن اعتماد میشود.