دور دست کسی افتادن
این اصطلاح به معنی دور شدن کسی از دسترس یا کنترل فرد دیگر است، یعنی کسی دیگر نمیتواند آن شخص را به آسانی ببیند یا به او دست یابد.
مترادفها
دوری گزیدن، جدا شدن
متضادها
نزدیک کسی بودن، نزدیک شدن
جمله سازی با دور دست کسی افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داستانهای قدیمی حکایت میکنند که آن جوان پس از جدایی از خانواده و دوستانش، به تنهایی در بیابانهای سوزان و دور دست کسی افتاد و تنها ماند.
💡 گاهی اوقات در مسیرهای دشوار زندگی، انسانها ناخواسته با مشکلات بزرگی روبرو میشوند که گویی از حمایتهای همیشگی و گرمای خانواده دور دست کسی افتادهاند.
💡 آن مسافر که در میان طوفان گم شده بود، احساس میکرد که از تمام داراییها و عزیزانش جدا شده و به جای دوری، دور دست کسی افتاده است.