دست در دندان ماندن
به معنای عاجز ماندن، ناتوانی یا بیثمر ماندن است. وقتی کسی دست در دندان میماند، یعنی از کاری که قصد انجامش را داشت، بازمانده و نتیجه نگرفته است.
مترادفها
درمانده شدن، سردرگم شدن، در تنگنا بودن
جمله سازی با دست در دندان ماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی شاهد آن حادثه ناگوار و غیرمنتظره بودم، از شدت شوک و حیرت چنان خشکم زد که برای لحظاتی دست در دندان مانده بودم و نمیتوانستم هیچ حرفی بزنم.
💡 شنیدن خبر پیروزی ناگهانی تیم محبوبش در دقایق پایانی مسابقه باعث شد تمام هواداران در ورزشگاه از شدت هیجان دست در دندان بمانند و فقط تماشا کنند.
💡 او با دیدن زیبایی بینظیر آن منظره کوهستانی در هنگام غروب خورشید، از شدت شگفتی دست در دندان ماند و دقایقی به سکوت مطلق فرو رفت.