از عهده به در آمدن
یعنی توانایی انجام یا کنترل کاری را پیدا کردن. وقتی فرد موفق میشود یک وظیفه یا چالش را به خوبی پشت سر بگذارد.
مترادفها
موفق شدن، توانستن، انجام دادن
متضادها
از عهده برنیامدن، شکست خوردن
جمله سازی با از عهده به در آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود تمام مشکلات و چالشهای پیش رو، او توانست با صبر و تلاش فراوان، از عهده به در بیاید و پروژه را به پایان برساند.
💡 مدیریت یک شرکت بزرگ در زمان بحرانهای اقتصادی بسیار دشوار است و تنها افراد باتجربه میتوانند از عهده به در بیایند و شرکت را حفظ کنند.
💡 او همیشه سعی میکند با برنامهریزی دقیق و مدیریت صحیح زمان، از عهده به در بیاید و تمام وظایف محوله را در موعد مقرر انجام دهد.