از دست و پا افتادن
به وضعیتی اشاره دارد که فرد بر اثر زمین خوردن یا حادثهای کنترل حرکت خود را از دست میدهد یا به حالت ضعف و ناتوانی شدید دچار میشود.
مترادفها
پریشان شدن، دستپاچه شدن، مضطرب شدن
متضادها
آرامش داشتن، متانت، تسلط داشتن
جمله سازی با از دست و پا افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارمند پس از ساعتها تلاش بیوقفه برای اتمام گزارشهای سنگین، از شدت خستگی مفرط و فشار روانی، کاملاً از دست و پا افتاده بود.
💡 وقتی خبر ناگهانی و تکاندهنده رسید، تمام اعضای خانواده از شدت شوک و پریشانی، برای مدتی کوتاه از دست و پا افتاده بودند.
💡 او که تمام روز را در جستجوی گمشدههایش گذرانده بود، در نهایت از شدت فرسودگی جسمی و روحی، از دست و پا افتاد.