دست و پا گم کردگی
به معنای حالت ناهماهنگی، سردرگمی و خجالت یا ناتوانی در واکنش نشان دادن است. یعنی فرد نمیداند چگونه باید رفتار کند یا با موقعیتی مواجه شود و احساس درماندگی دارد.
مترادفها
آشفتگی، سردرگمی، پریشانی
متضادها
آرامش، خونسردی، وقار، سکینه
جمله سازی با دست و پا گم کردگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام پاسخ دادن به سوالات سخت در جلسه مصاحبه شغلی، او دچار نوعی دست و پا گم کردگی شد که باعث شد اعتمادبهنفسش را از دست بدهد.
💡 آن حادثه ناگهانی در وسط سخنرانی، باعث دست و پا گم کردگی سخنران شد و او مدتی طولانی نتوانست رشته کلام را از دست بدهد.
💡 وقتی مدیر شرکت از او خواست که ناگهان گزارشی از هزینههای اضافی تهیه کند، او با دست و پا گم کردگی شروع به جستجو در فایلها کرد.