دود از سر برخاستن
این اصطلاح به حالتی اشاره دارد که فرد به شدت عصبانی، خشمگین یا ناراحت میشود، به گونهای که همچون دود از سرش بلند میشود؛ تشبیهی برای نشان دادن خشم و ناراحتی زیاد.
مترادفها
عصبانی شدن، خشمگین شدن، از کوره در رفتن
متضادها
آرام شدن
جمله سازی با دود از سر برخاستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی مدیر شرکت تصمیم به تعدیل نیرو گرفت، بلافاصله دود از سر کارکنان برخاست و بحثهای بسیار تندی در میان آنها شکل گرفت.
💡 به دلیل اختلاف نظر شدید میان دو سیاستمدار بزرگ، در جلسه تصمیمگیری ناگهان دود از سر برخاست و مذاکرات به بنبست رسید.
💡 پس از اعلام نتایج مسابقه، به دلیل اعتراض شدید هواداران تیم بازنده، دوباره دود از سر برخاست و اوضاع در ورزشگاه متشنج شد.