از پوست به در آمدن
این عبارت به معنی خیلی عصبانی یا ناراحت شدن است؛ یعنی شخصی چنان ناراحت یا عصبانی میشود که گویی از پوست خودش خارج شده است.
مترادفها
بسیار خشمگین شدن، بسیار لاغر شدن
متضادها
راحت بودن، آسوده بودن
جمله سازی با از پوست به در آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارگر خسته پس از ساعتها کار طاقتفرسا در زیر نور شدید خورشید در مزرعه، به قدری از شدت خستگی و گرما از پوست به در آمده بود.
💡 آن ورزشکار پس از طی کردن مسیر بسیار دشوار و طولانی در کوهستان، از شدت تلاش و فشار جسمی به قدری از پوست به در آمده بود.
💡 وقتی مدیر شرکت با تمام توان از کارمندان خواست تا پروژه را پیش از موعد تحویل دهند، آنها از شدت فشار کاری از پوست به در آمدند.