برامده و برجسته
چیزی که از سطح اطراف بالاتر آمده و جلوهٔ بیرونزده دارد. برای توصیف اجسام، نقشها، بخشهای برجستهٔ یک سطح یا اندامها به کار میرود.
مترادفها
بیرونزده، نمایان، برآمده
متضادها
فرورفته، تخت
چیزی که از سطح اطراف بالاتر آمده و جلوهٔ بیرونزده دارد. برای توصیف اجسام، نقشها، بخشهای برجستهٔ یک سطح یا اندامها به کار میرود.
بیرونزده، نمایان، برآمده
فرورفته، تخت