باوراندن چیزی
یعنی «چیزی را در ذهن یا دلِ کسی پذیرفتنی کردن» یا «موجب باور شدنِ آن چیز شدن». این فعل به معنای قانع کردن و جا انداختنِ یک عقیده یا خبر است.
مترادفها
متقاعد کردن، قانع کردن
متضادها
تکذیب کردن
جمله سازی با باوراندن چیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تلاش زیادی کرد تا با ارائه مدارک مستدل و منطقی، در باوراندن چیزی که به آن اعتقاد داشت، اطرافیان خود را کاملاً متقاعد کند.
💡 سخنران با شور و هیجان بسیار زیاد، شروع به باوراندن چیزی کرد که معتقد بود میتواند آیندهای روشنتر برای نسلهای آینده رقم بزند.
💡 در دنیای تبلیغات، هدف اصلی شرکتها همیشه باوراندن چیزی به مشتریان است تا آنها را ترغیب به خرید محصولات و خدمات خود کنند.