بدون هیچ سخنی
خاموش، بیکلام، ساکت. یعنی چیزی گفته نشده و گفتوگویی صورت نگرفته است.
مترادفها
بیصدا، در سکوت، بیحرف
جمله سازی با بدون هیچ سخنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از شنیدن آن خبر بسیار ناگوار، بدون هیچ سخنی از اتاق خارج شد و در سکوت مطلق به سمت پیادهرو حرکت کرد.
💡 آن دو دوست قدیمی پس از سالها دوری طولانی، بدون هیچ سخنی یکدیگر را در آغوش کشیدند و اشکهای شوقشان را جاری کردند.
💡 در آن جلسه بسیار حساس و مهم، همه حاضران بدون هیچ سخنی به تماشای نمایش ویدئویی مربوط به وقایع تاریخی نشستند و گوش فرا دادند.