وقت کشی کردن
عمداً تأخیر انداختن در انجام کاری یا استفاده بیمورد و غیرضروری از زمان به منظور به تعویق انداختن تصمیم یا اقدام.
مترادفها
اتلاف وقت، پشت گوش انداختن
متضادها
وقت شناسی کردن، عجله کردن
عمداً تأخیر انداختن در انجام کاری یا استفاده بیمورد و غیرضروری از زمان به منظور به تعویق انداختن تصمیم یا اقدام.
اتلاف وقت، پشت گوش انداختن
وقت شناسی کردن، عجله کردن