مواضعه کردن
همپیمان شدن، توافق پنهانی کردن یا قراردادی را بر اساس تبانی و توافق قبلی تنظیم کردن. در برخی کاربردها به معنای ساختن و گذاشتن بر پایه توافق نیز آمده است.
مترادفها
توافق کردن، قرار گذاشتن، معامله کردن
متضادها
اختلاف کردن، مخالفت کردن
جمله سازی با مواضعه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن دو سیاستمدار قدرتمند در پشت پرده در حال مواضعه کردن بودند تا از لو رفتن تمام رازهای حساس دولتی در برابر رسانهها جلوگیری کنند.
💡 دادستان پرونده معتقد است که برخی از کارمندان فاسد با هدف مواضعه کردن با شرکت رقیب، تلاش کردند قراردادهای بزرگ را از دست بدهند.
💡 در بسیاری از پروندههای پیچیده فساد مالی، معمولاً افرادی که با هم مواضعه کردن، تلاش میکنند تا ردپای خود را از سیستمهای نظارتی پاک کنند.