سرازیر گشتن
فروآمدن، پایینآمدن، یا جاری شدن بهسوی پایین. از نظر معنا نزدیک به «سرازیر گردیدن» است و در نثر فارسی کاربرد دارد.
مترادفها
جاری شدن، روان شدن، سرازیر شدن
متضادها
بالا آمدن، صعود کردن
جمله سازی با سرازیر گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از کارشناسان معتقدند که روند سرازیر گشتن آبها از کوهستان به سمت دشت، میتواند باعث ایجاد سیلهای موسمی در مناطق پاییندست شود.
💡 در این گزارش علمی توضیح داده شده است که چگونه سرازیر گشتن مواد شیمیایی از کارخانهها به رودخانه، میتواند اکوسیستم منطقه را تخریب کند.
💡 او از تصور سرازیر گشتن خون از زخمهای عمیق خود بسیار وحشت داشت و سعی میکرد با دست زخم را محکم نگه دارد.