برخلاف میل
عبارتی به معنای برخلاف خواست، تمایل یا رغبت فرد که عملی یا رخدادی اتفاق میافتد اما فرد میل یا علاقه به آن ندارد.
مترادفها
ناخواسته، برخلاف خواسته
متضادها
مطابق میل، طبق خواسته
جمله سازی با برخلاف میل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او برخلاف میل باطنی خود مجبور شد در آن جلسه طولانی حضور پیدا کند تا از تنشهای احتمالی در محیط کار جلوگیری نماید.
💡 برخلاف میل شدید جوانان، دولت تصمیم گرفت قوانین جدیدی را در مورد محدودیتهای استفاده از شبکههای اجتماعی در کشور اجرایی کند.
💡 او برخلاف میل خود، باید با شخصی که سالها پیش با او اختلاف داشت، برای حل مشکل فعلی همکاری و مذاکره میکرد.