بی میل گشتن
همانند «بی میل بودن» است و به فرآیند یا حالتی اشاره دارد که تمایل و رغبت فرد نسبت به چیزی کم یا صفر شده باشد.
مترادفها
بیعلاقه شدن، دلسرد شدن، بیرغبت شدن
متضادها
علاقهمند شدن، مشتاق شدن
جمله سازی با بی میل گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با گذشت زمان و تکراری شدن روزمرگیهای زندگی، او نسبت به پیوندهای عاطفی قدیمی خود دچار بی میل گشتن و دوری گزیدن شده بود.
💡 اگر انسان همواره به دنبال لذتهای زودگذر و پوچ باشد، ممکن است در نهایت نسبت به ارزشهای عمیق زندگی دچار بی میل گشتن شود.
💡 قلب او پس از تجربه بسیار تلخ خیانت از سوی نزدیکان، نسبت به شروع دوبارهی یک رابطه عاطفی جدید، دچار بی میل گشتن شده بود.