مشوش ساختن
آشفته کردن، پریشان کردن، برهم زدن آرامش. این ترکیب برای ایجاد اضطراب، بینظمی یا سردرگمی در چیزی یا کسی بهکار میرود.
مترادفها
پریشان کردن، آشفته کردن
متضادها
آرام کردن، سامان دادن، نظم بخشیدن
جمله سازی با مشوش ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انتشار اخبار نادرست و شایعات بیپایه در شبکههای اجتماعی، باعث مشوش ساختن افکار عمومی و ایجاد نگرانیهای غیرضروری در میان مردم شده است.
💡 تداخل شدید امواج رادیویی در این منطقه، باعث مشوش ساختن سیگنالهای ماهوارهای شده و کیفیت تصاویر تلویزیونی را به شدت کاهش داده است.
💡 رفتار غیرقابل پیشبینی و متناقض مدیر جدید، باعث مشوش ساختن روحیه کارکنان و کاهش بازدهی کلی تیم در پروژههای اخیر شده است.