برچیده شدن
جمع و جور شدن، از میان رفتن، منحل شدن یا پایان یافتن. این عبارت برای چیزی به کار میرود که دیگر برقرار نیست یا فعالیتش متوقف شده است.
مترادفها
چیده شدن، جدا شدن
متضادها
کاشتن
جمله سازی با برچیده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند برچیده شدن درختان در فصل پاییز به دلیل تغییر دما، بخشی از چرخه طبیعی حیات گیاهان برای بقا در زمستان است.
💡 تصمیم به برچیده شدن برخی از بخشهای ناکارآمد سازمان برای بهبود بهرهوری و کاهش هزینههای عملیاتی توسط هیئت مدیره گرفته شد.
💡 برچیده شدن بسیاری از سنتهای قدیمی در اثر گسترش فرهنگ مدرن، از موضوعات بسیار بحثبرانگیز در میان جامعه امروز است.