احاله کردن
واگذار کردن، ارجاع دادن، یا منتقل کردن موضوعی به شخص، مرجع یا مرحلهای دیگر. این فعل در متون حقوقی، اداری و رسمی بسیار رایج است.
مترادفها
واگذار کردن، سپردن، ارجاع دادن
جمله سازی با احاله کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت شرکت تصمیم گرفت برای حل مشکل مالی، مسئولیت بررسی پروندهها را به بخش حسابداری احاله کردن و روند رسیدگی را به سرعت انجام دهد.
💡 در سیستمهای اداری، هدف از این دستورالعمل، احاله کردن درخواستهای غیرمرتبط به بخشهای ذیصلاح جهت رسیدگی دقیقتر و سریعتر به امور مربوطه است.
💡 وکیل از قاضی درخواست کرد که برای بررسی دقیقتر جزئیات پرونده، موضوع را به کارشناسان رسمی احاله کردن تا نظر کارشناسی خود را ارائه دهند.