علوم قدیم به مجموعهای از دانشها و باورهایی گفته میشود که در دورانهای گذشته شکل گرفته و بر مبنای نگرشهای خاصی به طبیعت و پدیدهها استوار بودهاند. این علوم شامل نظریات و روشهایی هستند که به بررسی و تبیین پدیدههای طبیعی و انسانی میپردازند و از یک دیدگاه کلنگر به جهان نزدیک میشوند.
یکی از ویژگیهای بارز این علوم، تأکید بر مفهوم طبیعت به عنوان یک قوه مدبره و فعال است. در این دیدگاه، پدیدهها و رفتارهای طبیعی به میلها و خواص ذاتی اشیاء نسبت داده میشوند، در حالی که علوم جدید بیشتر بر مبنای قوانین جبری و کمّی به تحلیل پدیدهها میپردازند. به عنوان مثال، در علوم قدیم برای توجیه حرکت یک جسم، به میل طبیعی آن اشاره میشود، در حالی که در فیزیک مدرن، این حرکت به جاذبه و نیروهای خارجی نسبت داده میشود.
از طرفی دیگر، این علوم به دنبال درک کلیت پدیدهها هستند و ارتباط بین عوامل مختلف را در نظر میگیرند. در حالی که علوم جدید معمولاً به صورت جزءنگر عمل میکنند و هر پدیده را به طور مستقل بررسی میکنند.
در نهایت، میتوان گفت که علوم قدیم و جدید از نظر مبانی، روشها، و اهداف به شدت متفاوت هستند و نمیتوان علوم جدید را ادامهای از علوم قدیم دانست. این تفاوتها ناشی از تغییر در جهانبینی و روشهای تحقیقاتی است که بر اساس آنها این علوم شکل گرفتهاند.