خل و پلیت
ترکیبی عامیانه برای توصیف فرد یا چیزی که آشفته، نامرتب، بیسروسامان یا کمی دیوانهوار به نظر برسد؛ بیشتر بار تحقیرآمیز و محاورهای دارد.
مترادفها
دیوانه، احمق، ابله، مجنون، بی عقل
متضادها
عاقل، خردمند، هوشیار
جمله سازی با خل و پلیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او آنقدر خل و پلیت بود که گاهی اوقات کلیدهای خود را در یخچال میگذاشت و ساعتها به دنبال پیدا کردن آنها در خانه میگشت.
💡 رفیقم همیشه با آن رفتارهای خل و پلیت و شوخیهای بیموقع خود، باعث میشد که در میانه جلسات جدی، همه ناخودآگاه لبخند بزنند.
💡 نباید با این آدم خل و پلیت در مسائل حساس مالی و کاری معاشرت کرد، زیرا او همیشه بدون فکر کردن تصمیمات عجیب و غریب میگیرد.