بر انداخت
فرو انداختن، سرنگون کردن، از جا کندن یا پایین افکندن چیزی. این فعل در کاربردهای ادبی گاهی برای نابود کردن، برهم زدن یا از میان برداشتنِ چیزی هم به کار میرود.
مترادفها
پرتاب کرد، افکند
متضادها
برداشت
جمله سازی با بر انداخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با دقت بسیار زیاد، کلید را در قفل چرخ قرار داد و با فشار دادن آن، موتور ماشین را برای شروع حرکت بر انداخت.
💡 آن هنرمند با استفاده از رنگهای بسیار تند و اشیاهای مختلف، یک اثر هنری متفاوت و منحصربهفرد بر روی بوم نقاشی خود بر انداخت.
💡 او با خشم بسیار زیاد، تمام وسایل موجود روی میز را به سمت در اتاق بر انداخت و با عصبانیت از صحنه خارج شد.