بر انداخت
فرو انداختن، سرنگون کردن، از جا کندن یا پایین افکندن چیزی. این فعل در کاربردهای ادبی گاهی برای نابود کردن، برهم زدن یا از میان برداشتنِ چیزی هم به کار میرود.
مترادفها
پرتاب کرد، افکند
متضادها
برداشت
فرو انداختن، سرنگون کردن، از جا کندن یا پایین افکندن چیزی. این فعل در کاربردهای ادبی گاهی برای نابود کردن، برهم زدن یا از میان برداشتنِ چیزی هم به کار میرود.
پرتاب کرد، افکند
برداشت