بدون زحمت
یعنی «آسان» یا «بیدردسر»؛ کاری که تلاش و سختی زیادی نمیخواهد. گاهی نیز برای بیان این معناست که چیزی خیلی راحت به دست آمده است.
مترادفها
به راحتی، بی زحمت، آسوده، راحت
متضادها
با زحمت، با سختی، با دشواری
جمله سازی با بدون زحمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با استفاده از این اپلیکیشن جدید، شما میتوانید بدون زحمت و تنها با چند کلیک ساده، تمام خریدهای روزانه خود را به صورت آنلاین سفارش دهید.
💡 او توانست بدون زحمت زیاد و با استفاده از مهارتهای بالای خود، وظایف بسیار پیچیدهای را که به او سپرده شده بود، در کمترین زمان انجام دهد.
💡 اگر از سیستمهای هوشمند مدیریت انرژی استفاده کنیم، میتوانیم بدون زحمت و هزینه اضافی، مصرف برق ساختمانهای بزرگ را به طور قابل توجهی کاهش دهیم.