بدون زحمت
یعنی «آسان» یا «بیدردسر»؛ کاری که تلاش و سختی زیادی نمیخواهد. گاهی نیز برای بیان این معناست که چیزی خیلی راحت به دست آمده است.
مترادفها
به راحتی، بی زحمت، آسوده، راحت
متضادها
با زحمت، با سختی، با دشواری
یعنی «آسان» یا «بیدردسر»؛ کاری که تلاش و سختی زیادی نمیخواهد. گاهی نیز برای بیان این معناست که چیزی خیلی راحت به دست آمده است.
به راحتی، بی زحمت، آسوده، راحت
با زحمت، با سختی، با دشواری