میسر شدن
رخ دادن یا امکان داشتن چیزی به گونهای که قابل انجام یا دسترسی باشد. زمانی به کار میرود که چیزی از حالت غیرممکن به حالت ممکن تبدیل شود.
مترادفها
فراهم شدن، ممکن شدن، مهیا شدن
متضادها
نامیسر شدن، دشوار شدن
رخ دادن یا امکان داشتن چیزی به گونهای که قابل انجام یا دسترسی باشد. زمانی به کار میرود که چیزی از حالت غیرممکن به حالت ممکن تبدیل شود.
فراهم شدن، ممکن شدن، مهیا شدن
نامیسر شدن، دشوار شدن