ممکن شدن
تبدیل شدن چیزی به حالت امکانپذیر یا عملی شدن شرایطی که قبلاً غیرممکن بودهاند. مثلاً با پیشرفت علم، بسیاری از کارها ممکن شدهاند.
مترادفها
میسر شدن، شدنی شدن
متضادها
غیرممکن شدن
تبدیل شدن چیزی به حالت امکانپذیر یا عملی شدن شرایطی که قبلاً غیرممکن بودهاند. مثلاً با پیشرفت علم، بسیاری از کارها ممکن شدهاند.
میسر شدن، شدنی شدن
غیرممکن شدن