مصرف زده
حالتی که فرد یا جامعه به حدی به مصرف مواد یا کالاها عادت کرده است که دچار اشباع یا خستگی شده باشد. مثلاً مصرف زده بودن در زمینه مواد مخدر به معنی اعتیاد و وابستگی شدید است.
مترادفها
تمام شده، استفاده شده
جمله سازی با مصرف زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمامی منابع انرژی طبیعی که در این سالهای اخیر به شدت مصرف زده شدهاند، باعث ایجاد بحرانهای زیستمحیطی در سراسر جهان شدهاند.
💡 مقدار زیادی از مواد اولیه مورد نیاز برای تولید صنعتی، در طی فرآیند ساخت به طرز غیرقابل توجهی مصرف زده شده است.
💡 با توجه به اینکه سرمایه اصلی شرکت به سرعت مصرف زده شده، مدیریت تصمیم گرفت برای جلوگیری از ورشکستگی، هزینهها را کاهش دهد.