سیطره جو
فرد یا گروهی که خواهان به دست آوردن کنترل یا تسلط بر چیزی است. سیطره جویی به معنای تلاش برای غلبه و حکمرانی بر امور مختلف است و معمولاً بار منفی دارد، به خصوص اگر این تلاشها به صورت زورگویی یا تجاوز به حقوق دیگران باشد.
مترادفها
چیره طلب، سلطهجو
متضادها
مطیع، تسلیم
جمله سازی با سیطره جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهبران مستبد معمولاً رفتارهای سیطرهجویی از خود نشان میدهند و سعی میکنند با اعمال فشار و محدودیت، تمام قدرت را در دستان خود نگه دارند.
💡 او با شخصیت سیطرهجو و کنترلگر خود، باعث میشد که سایر اعضای گروه احساس کنند آزادی عمل ندارند و همیشه تحت فشار قرار بگیرند.
💡 در روابط بینالملل، برخی کشورها با سیاستهای سیطرهجو سعی در اعمال نفوذ بر کشورهای همسایه و کنترل منابع آنها دارند که باعث تنش میشود.