کچل کردن
فعل از ریشه "کچل"، به معنای از بین بردن موهای سر یا طاس کردن فرد یا حیوان است. به عبارت دیگر، کاری انجام دادن که شخص یا حیوان بیمو شود.
مترادفها
تراشیدن، شیو کردن
جمله سازی با کچل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او برای اینکه بتواند در فصل تابستان احساس خنکای بیشتری داشته باشد، تصمیم گرفت با استفاده از ماشین اصلاح، عملیات کچل کردن سر خود را انجام دهد.
💡 در برخی از مراسمهای سنتی و محلی، کچل کردن سر کودکان به عنوان نمادی از شروع یک مرحله جدید از زندگی یا بلوغ انجام میشود.
💡 او برای اینکه بتواند سریعتر و راحتتر در محیطهای گرم کار کند، از روش کچل کردن سر استفاده کرد تا از گرمای بیش از حد جلوگیری کند.