توجیه گر
کسی یا چیزی که برای یک کار، رفتار یا ادعا دلیل و بهانه میآورد. در معنای صفت، به فردی گفته میشود که سعی میکند کاری را درست و قابل قبول نشان دهد.
مترادفها
توجیهکننده، موجهکننده
متضادها
منتقد، رد کننده
جمله سازی با توجیه گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه تلاش میکند با استفاده از استدلالهای پیچیده و کلمات قلمبهسلمبه، برای اشتباهات رفتاری خود نقش یک توجیه گر ماهر را ایفا کند.
💡 در بحثهای سیاسی، برخی افراد صرفاً به عنوان یک توجیه گر عمل میکنند تا با ارائه دلایل غیرمنطقی، تصمیمات اشتباه دولت را برای مردم مقبول کنند.
💡 روانشناسان معتقدند که مکانیسمهای دفاعی ذهن انسان گاهی مانند یک توجیه گر عمل میکنند تا فرد بتواند با واقعیتهای تلخ زندگی خود کنار بیاید.