پا ندادن
فرصت ندادن، اجازه ندادن برای انجام کاری یا پیش نرفتن کار؛ یعنی زمینه و امکان لازم فراهم نشدن.
مترادفها
تسلیم نشدن، مقاومت کردن
متضادها
پا دادن
جمله سازی با پا ندادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت شرکت با وجود درخواستهای مکرر کارمندان برای افزایش حقوق، در نهایت تصمیم گرفت که به هیچ وجه با این پیشنهاد جدید پا نداده و مخالفت کند.
💡 علی با وجود اینکه تمام تلاش خود را برای متقاعد کردن والدینش انجام داده بود، اما آنها به هیچ عنوان به خواستههای او پا ندادند.
💡 دولت در تصمیمات اقتصادی اخیر با وجود فشارهای اجتماعی بسیار زیاد، به هیچ وجه به اعتراضات معترضان پا نداد و بر سیاستهای سختگیرانه خود پافشاری کرد.